گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
35
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
كرد و منون اهل تسالى با هزار سرباز سنگين اسلحه و پانصد نفر سبك اسلحه به او پيوست . بعد سه منزل بيست فرسنگ جلو رفت و به سلانه « 1 » شهرى آباد پر وسعت و خوش نعمت در فريگيه وارد شد . كوروش در اين محل كاخى داشت و باغى وسيع پر از حيوانات وحشى و عادتش اين بود كه به منظور ورزش و تمرين دادن اسبهاى خود در آنجا سواره شكار كند . رودخانهء ماندر در ميان اين پارك جارى است سرچشمهء آن در همان حوالى است و خود رود از وسط شهر سلانه جريان دارد . در اين جا قصر بزرگى متعلق به شاه بزرگ ( يونانيان پادشاه ايران را چنين خطاب ميكردهاند ) واقع است كه بسيار مستحكم است و آن بر دامنهء كوه آكروپليس مشرف به رودخانهء مارسياس قرار دارد . اين رودخانه از ميان شهر عبور نموده به ماندر داخل مىشود پهناى آن بيست و پنج پاست . روايتى حاكى است كه در آنجا آپولو وقتى كه مارسياس « 2 » را در مسابقهء چيرهدستى در موسيقى شكست داده بود پوستش را كنده در غار آويزان كرد . سرچشمه نيز همانجا است و به همين جهت آن را رودخانهء مارسياس ناميدهاند و مىگفتهاند كه در همين محل خشيارشا بعد از شكست خوردن در نبرد معروف سالاميس در حين عقبنشينى قصرى را كه نام بردم و همچنين دژ مستحكم سلانه را بنا نهاد . در اينجا كوروش سى روز ماند و كلارخوس پناهندهء اسپارتى با هزار سرباز سنگين
--> ( 1 ) - Celanae ( 2 ) - Marsias نوازندهء فريگى ، او بقدرى به مهارت خود در موسيقى مغرور بود كه آپولو خداى موسيقى و خداوندگار بربط را به مبارزه طلبيد . اين افسانه حاكى از كيفيت از بين رفتن فلوت و اختيار كردن بربط در يونان است .